خرباقالي موذي
ها؟؟؟نيشتو ببند!!!!(بيشتر منظورم با اين موناي بگم چي نشه هست!!!!!)
از امروز به مدت يك هفته اسم اين جانب خرباقالي موذي هست!
الان نيشاتون داره باز ميشه؟؟؟بيخود!!!
ولي اين كه چرا من اين لقب مهم رو براي خود اختصاص دادم به شرح زير هست!
ابتدا حس بگيريد!
آها!
بيشتر!
بيشتر!
امروز!يعني ديروز!(ساعت از نيمه شب گذشته!) ما دانش آموزان كوشاي سوم تجربي امتحان شيمي داشتيم!
از اونجايي كه تمامي ما قرار است به زودي پزشكان آينده شويم و شيمي خوندن در حد يك عدد دكتر مملكتي نيست هيچ يك آمادگي كافي براي انجام اين امتحان رو نداشتيم!
اندكي مانده به خوردن زنگ و آمدن معلم شيمي....
من=اگه اين نياد(منظور معلم شيمي)من اسم خودم رو عوض ميكنم و ميزارم خرباقالي موذي!
مونا در كنار من و نوشين در جلوي ميز در حال گوش دادن به خطبه هاي ياسوكه اي!
مونا=واقعا اگه نياد اسمتو عوض ميكني؟؟
من=آره!!!تا يه هفته اسمم ميشه خرباقالي موذي!
ديگه يادم نمياد كه نوشين حرفي زد يا نه!ولي شاهد ماجرا بود!
ميگن لعنت به دهاني كه بيهوده باز شود هاااااا!همينه ديگه!
آخرش معلم شيمي نيومد ولي برگه سوالات رو با پيك فرستاده بود!(عجب جونوريه ها!)ولي چون هيشكي آمادگي لازم رو نداشت امتحاني داده نشد!
مونا=هه هه هه!اسمت تا يه هفته خرباقالي موذيه!
من=( آيكون جلز ولز و حرص خوردن!)
نوشين=هاهاها!منم شاهدما!
من=خب خدارو شكر كه سه روزش تعطيله!
اه!!!اونقدر دلم ميخواست ديروز مدرسه نرم!آخرشم كه امتحان لغو شد!ايششششش
هه!!!!!!!يادتونه قبلا يه نفرو سركار گذاشتم توي ياهو و متنشو گذاشتم؟؟؟
حالا نوشين رو هم شديد سركار گذاشتم!البته با گوشيم!
پروژه نوشين آزاري از اس ام اسي كه تينا برام فرستاده بود شروع ميشه!كه اين اس ام اس رو به چند نفر ديگه هم شوتيدم و مونا داشت سكته ميكرد!(نيشششششخند)
متن اس ام اس=سلام!ببين شمارتو دادم به همون پسره ميخواد زنگ بزنه بهت!باهاش حرف بزن ازت حسابي تعريف كردم!(ستاد ايجاد اضطراب در دختران منتظر)
وقتي اين پيام رو به نوشين فرستادم ,چون شمارمو نداشت گفت=شما؟
من=نوشيروان ميري؟؟
نوشين=آره!(آخه يكي نيست بگه وقتي كسي رو نميشناسي چرا جواب سوالاشم ميدي!)
من=با من دوست ميشي؟؟؟تو رو يكي از دوستام معرفي كرده!
نوشين=dostet goh khorde (صد البته دوستش نخورده!)
من=با ادب باش دخترم من قاضي ام!(اينو واسه اين گفتم كه نوشين ميگفت با معلم رياضي تقويتي اس بازي ميكنه!)
نوشين=Ey vay khak bar saram bebakhshid ostad in kara chie akhe
من=اشكال نداره من معذرت ميخوام شب بخير!(خداييش نميخواستم جوابشو بدم ولي ديدم نميشه اذيت به اين جذابي رو نيمه كاره تموم كرد)
نوشين=kari dashtid ke yadi az ma kardid?
من=نه دخترم فقط ميخواستم يادي ازت كرده باشم!
نوشين=واقعا شرمنده اينقدر پسراي الان پر روان كه مجبورم اينجوري برخورد كنم كه اذيتم نكنن!(نه!!!مثلا از پشت اس ام اس ميخواست اون بدبخت چيكارت كنه كه اين فحش رو دادي؟؟؟)
در اين لحظه من به شارژم نيگا نيگا كردم وديدم خيلي كمه و جوابشو ندادم ونوشين داشت سكته ميكرد
نوشين=استاد تو رو خدا جواب بديد شرمنده ام به خدا(ببينيد!!!من دست كشيده بودم از اذيت كردنش!خودش راضي نميشد!)
من=دخترم اشكال نداره توهم جاي دخترمي شارژم تموم داره ميشه!اصلا هم ناراحت نيستم دخترم!
نوشين=كارم اشتباه بود با ثابتتون اس بديد دلم براتون تنگ شده ها!(ووووووووي!يكم بهش گفتم دخترم دخترم پر رو شد!دلش برام تنگ شد!)
من=ثابتم مسدود شده!فردا درست ميشه!فردا پيام ميدم شبت بخير دخترم!
نوشين=باشه.بازم معذرت. شب بخير.
============================
فرداش نوشين مدرسه نيومده بود و ظهرش رفته بوده به ثابت قاضي اس داده بوده!(خودش ميگفت از اين اس هاي معمولي كه به نظرم آي لاو يو نداره داده بوده!نيششششخند)
بعدش جوابي حاصل نشده بوده و به گوشي من اس داده!
نوشين=سلام به استاد عزيز
من كه ديگه حسه كرم ريزي نداشتم=استاد ياسي در خدمت شما(چشمك)(خنده)(خنده)
ديگه جواب نداد!ولي مطمئنم يكم توي فكر فرو رفت!
====================++++++++++++++++++++++++++================
اينم يك عدد داستان ياسوكه اي كه شايد ده سال آينده زندگي من باشه!(منبعش يادم نيس)

مردی از این که همسرش به گربه خانه بیشتر از او توجه می کرد ناراحت بود و به گربه خانگی حسادت می کرد، یک روز گربه را برد و چند تا خیابان آن طرف تر رها کرد. ولی تا به خانه رسید، دید گربه زود تر از اون برگشته خونه، این کار چندین دفعه تکرار شد و مرد حسابی کلافه شده بود. بالاخره یک روز گربه را با ماشین گرداند و از چندین پل و رودخانه پارک و غیره گذشت و بالاخره گربه را در منطقه ای پرت و دور افتاده رها نمود. آن شب مرد به خانه بر نگشت...
آخر شب زنگ زد و به زنش گفت: اون گربه کره خر خونه هست؟
زنش گفت: آره.
مرد گفت: گوشی رو بده بهش، من گم شدم
===============================+++++++++++++++++++++++++++++++
خب! اول اين===>عكس اولي
و دوم هم اين===>عكس دومي
حالا هركي جواب صحيح رو بده چهره جذاب هفته ميشه!
اگه نتونستين عكس ها رو ببينيد بريد توي ادامه مطلب همين پست!
سوال=كدوم يكي منم؟؟؟(يادتون باشه چيز ميز هاي انحرافي در دوعكس زياد ديده ميشود!)
پارازيت=با يه پسر ديووووووونه يه شرط بندي كرديم كه ده سال ديگه(اگه عزرائيل بزاره) معلوم ميشه!!ولي اميدوارم نبازم!!اگه ببازم مفاد قرار داد( ياسي-ديوونه ) به نفع من نخواهد بود!آخرش ميديم محمود حكم جهاد بده!
پارازيت=هه!!!اين هفته زياد اس بازي كردم!آخه شارژ خودم نبود كه!!!يه دوستم اسمش سه نقطه!يه داداش داره كه ازش زيادي حساب ميبره!هرجلسه كلاس زبان ميره شارژ ميگيره و ميندازه گوشي من و لاو ميتركونه!بعدش كه اس ها رو پاك ميكنه من ميرم ارسالي هاي ذخيره شده رو ميخونم اونقدر حال ميده!حيوووني به پسره ميگه من به پات مي مونم!)البته ... ميگه هااا ولي خب ديگه! پسره هم محل نميزاره!اهههههههه!شيطونه ميگه....شيطونه چيز زياد مهمي نميگه!اهم
پارازيت=ديروز بهمون شعله زرد دادن از طرف مدرسه!مام مثه بچه گربه هاي گرسنه از بوي خوش زعفرون و شيكر مست شده بوديم!كل زنگ آخرو داشتيم بو ميكشيديم!آخرشم معلم بي احساسمون يك ربع آخر اجازه خوردن داد!)اونقدر مونا گفت شعله زرد/شعله زرد كه معلم ميخواست كلشو بكنه!!!
پارازيت=رسما من از داشتن دو عدد لپ محروم شدم!!!مونا از سمت راست لپامو ميكشه!نوشين از ميز جلويي لپامو ميكشه!تازه نوشين ناخون كاشته!يه بار نزديك بود نصف لپم بره!
پارازيت=سينا رفت!نگين هم نيست!من قهر نيستم!من نامرد نيستم!
امضا=ياسي لپ كشاني!
باي باييييييييييي



مكان :مدرسه!فرد مورد نظر:نگين وپرنيان!كرم مورد نظر:گذاشتن پاها بر ديواره نيمكت جلويي!وشوتيدن اين دو دوست زرتشتي به آغوش ميز معلم ها!يا سكوي كلاس!


ودرحال شستن ماهيتابه هاي سوخته ناشي از مصرف گرد نخود و شمردن پول ميباشند!
تا بميرم شايدم با يه گوريل ازدواج كنم!





يادش بخير!يه جدولي رو بايدحفظ ميكرديم كه حوصلشو ندارم توضيح بدم دربارش!ولي من فقط امتحان ترم دوم حفظش كردم و توي سال كه امتحان ميگرفت من به همكاري مونا با نوك مداد نوكي روي ورقه سفيد فرمول ها رو حكاكي ميكرديم و ميرفتيم سرجلسه!
حالا حفظ كردنش كه خوبه!حلش حوصله آدم رو سر ميبره!البته من از ترم اول وحركت شتاب دار وبي شتاب بدم مياد
كلي خاطره تعريف ميكرد!درس دادنشم خوب بود ولي با مسائلي كه ميداد پدر درمياورد!خيلي هم عصبي بودوكلا به ماها فحش ميداد!به منم فحش داده!(فحش هاش جوري نبود كه كسي رو ناراحت كنه!
خيلي باحال!فقط من از قسمت گياه هاي ترم دوم بدم مياد ولي دركل باحال بود وخيلي هم نسبت به پارسال سخت تر شده بود
تازه بعضيا هم هي اجازه ميگرفتن وميرفتن بيرون
به به به
راستي!!آيا ميدانستيد كه درچين چايي وجود داره كه اسمش ياسمن هست؟؟؟هورااااااا!








