خرباقالي موذي

 

ها؟؟؟نيشتو ببند!!!!(بيشتر منظورم با اين موناي بگم چي نشه هست!!!!!)

از امروز به مدت يك هفته اسم اين جانب خرباقالي موذي هست!

 

الان نيشاتون داره باز ميشه؟؟؟بيخود!!!

ولي اين كه چرا من اين لقب مهم رو براي خود اختصاص دادم به شرح زير هست!

ابتدا حس بگيريد!
آها!
بيشتر!
بيشتر!
امروز!يعني ديروز!(ساعت از نيمه شب گذشته!) ما دانش آموزان كوشاي سوم تجربي امتحان شيمي داشتيم!
از اونجايي كه تمامي ما قرار است به زودي پزشكان آينده شويم و شيمي خوندن در حد يك عدد دكتر مملكتي نيست هيچ يك آمادگي كافي براي انجام اين امتحان رو نداشتيم!

اندكي مانده به خوردن زنگ و آمدن معلم شيمي....
من=اگه اين نياد(منظور معلم شيمي)من اسم خودم رو عوض ميكنم و ميزارم خرباقالي موذي!
مونا در كنار من و نوشين در جلوي ميز در حال گوش دادن به خطبه هاي ياسوكه اي!
مونا=واقعا اگه نياد اسمتو عوض ميكني؟؟
من=آره!!!تا يه هفته اسمم ميشه خرباقالي موذي!
ديگه يادم نمياد كه نوشين حرفي زد يا نه!ولي شاهد ماجرا بود!

ميگن لعنت به دهاني كه بيهوده باز شود هاااااا!همينه ديگه!

آخرش معلم شيمي نيومد ولي برگه سوالات رو با پيك فرستاده بود!(عجب جونوريه ها!)ولي چون هيشكي آمادگي لازم رو نداشت امتحاني داده نشد!

مونا=هه هه هه!اسمت تا يه هفته خرباقالي موذيه!
من=( آيكون جلز ولز و حرص خوردن!)
نوشين=هاهاها!منم شاهدما!
من=خب خدارو شكر كه سه روزش تعطيله!
اه!!!اونقدر دلم ميخواست ديروز مدرسه نرم!آخرشم كه امتحان لغو شد!ايششششش

هه!!!!!!!يادتونه قبلا يه نفرو سركار گذاشتم توي ياهو و متنشو گذاشتم؟؟؟

حالا نوشين رو هم شديد سركار گذاشتم!البته با گوشيم!
پروژه نوشين آزاري از اس ام اسي كه تينا برام فرستاده بود شروع ميشه!كه اين اس ام اس رو به چند نفر ديگه هم شوتيدم و مونا داشت سكته ميكرد!(نيشششششخند)

متن اس ام اس=سلام!ببين شمارتو دادم به همون پسره ميخواد زنگ بزنه بهت!باهاش حرف بزن ازت حسابي تعريف كردم!(ستاد ايجاد اضطراب در دختران منتظر)

وقتي اين پيام رو به نوشين فرستادم ,چون شمارمو نداشت گفت=شما؟

من=نوشيروان ميري؟؟
نوشين=آره!(آخه يكي نيست بگه وقتي كسي رو نميشناسي چرا جواب سوالاشم ميدي!)
من=با من دوست ميشي؟؟؟تو رو يكي از دوستام معرفي كرده!
نوشين=dostet goh khorde (صد البته دوستش نخورده!)
من=با ادب باش دخترم من قاضي ام!(اينو واسه اين گفتم كه نوشين ميگفت با معلم رياضي تقويتي اس بازي ميكنه!)
نوشين=Ey vay khak bar saram bebakhshid ostad in kara chie akhe
من=اشكال نداره من معذرت ميخوام شب بخير!(خداييش نميخواستم جوابشو بدم ولي ديدم نميشه اذيت به اين جذابي رو نيمه كاره تموم كرد)
نوشين=kari dashtid ke yadi az ma kardid?
من=نه دخترم فقط ميخواستم يادي ازت كرده باشم!
نوشين=واقعا شرمنده اينقدر پسراي الان پر روان كه مجبورم اينجوري برخورد كنم كه اذيتم نكنن!(نه!!!مثلا از پشت اس ام اس ميخواست اون بدبخت چيكارت كنه كه اين فحش رو دادي؟؟؟)
در اين لحظه من به شارژم نيگا نيگا كردم وديدم خيلي كمه و جوابشو ندادم ونوشين داشت سكته ميكرد
نوشين=استاد تو رو خدا جواب بديد شرمنده ام به خدا(ببينيد!!!من دست كشيده بودم از اذيت كردنش!خودش راضي نميشد!)
من=دخترم اشكال نداره توهم جاي دخترمي شارژم تموم داره ميشه!اصلا هم ناراحت نيستم دخترم!
نوشين=كارم اشتباه بود با ثابتتون اس بديد دلم براتون تنگ شده ها!(ووووووووي!يكم بهش گفتم دخترم دخترم پر رو شد!دلش برام تنگ شد!)
من=ثابتم مسدود شده!فردا درست ميشه!فردا پيام ميدم شبت بخير دخترم!
نوشين=باشه.بازم معذرت. شب بخير.

============================

فرداش نوشين مدرسه نيومده بود و ظهرش رفته بوده به ثابت قاضي اس داده بوده!(خودش ميگفت از اين اس هاي معمولي كه به نظرم آي لاو يو نداره داده بوده!نيششششخند)
بعدش جوابي حاصل نشده بوده و به گوشي من اس داده!
نوشين=سلام به استاد عزيز
من كه ديگه حسه كرم ريزي نداشتم=استاد ياسي در خدمت شما(چشمك)(خنده)(خنده)
ديگه جواب نداد!ولي مطمئنم يكم توي فكر فرو رفت!

====================++++++++++++++++++++++++++================
اينم يك عدد داستان ياسوكه اي كه شايد ده سال آينده زندگي من باشه!(منبعش يادم نيس)

 

http://yasoke.persiangig.com/mjokup.gif

مردی از این که همسرش به گربه خانه بیشتر از او توجه می کرد ناراحت بود و به گربه خانگی حسادت می کرد، یک روز گربه را برد و چند تا خیابان آن طرف تر رها کرد. ولی تا به خانه رسید، دید گربه زود تر از اون برگشته خونه، این کار چندین دفعه تکرار شد و مرد حسابی کلافه شده بود. بالاخره یک روز گربه را با ماشین گرداند و از چندین پل و رودخانه پارک و غیره گذشت و بالاخره گربه را در منطقه ای پرت و دور افتاده رها نمود. آن شب مرد به خانه بر نگشت...
آخر شب زنگ زد و به زنش گفت: اون گربه کره خر خونه هست؟
زنش گفت: آره.
مرد گفت: گوشی رو بده بهش، من گم شدم
===============================+++++++++++++++++++++++++++++++
خب! اول اين===>عكس اولي
و دوم هم اين===>عكس دومي

حالا هركي جواب صحيح رو بده چهره جذاب هفته ميشه!
اگه نتونستين عكس ها رو ببينيد بريد توي ادامه مطلب همين پست!
سوال=كدوم يكي منم؟؟؟(يادتون باشه چيز ميز هاي انحرافي در دوعكس زياد ديده ميشود!)

پارازيت=با يه پسر ديووووووونه يه شرط بندي كرديم كه ده سال ديگه(اگه عزرائيل بزاره) معلوم ميشه!!ولي اميدوارم نبازم!!اگه ببازم مفاد قرار داد( ياسي-ديوونه ) به نفع من نخواهد بود!آخرش ميديم محمود حكم جهاد بده!

پارازيت=هه!!!اين هفته زياد اس بازي كردم!آخه شارژ خودم نبود كه!!!يه دوستم اسمش سه نقطه!يه داداش داره كه ازش زيادي حساب ميبره!هرجلسه كلاس زبان ميره شارژ ميگيره و ميندازه گوشي من و لاو ميتركونه!بعدش كه اس ها رو پاك ميكنه من ميرم ارسالي هاي ذخيره شده رو ميخونم اونقدر حال ميده!حيوووني به پسره ميگه من به پات مي مونم!)البته ... ميگه هااا ولي خب ديگه! پسره هم محل نميزاره!اهههههههه!شيطونه ميگه....شيطونه چيز زياد مهمي نميگه!اهم

پارازيت=ديروز بهمون شعله زرد دادن از طرف مدرسه!مام مثه بچه گربه هاي گرسنه از بوي خوش زعفرون و شيكر مست شده بوديم!كل زنگ آخرو داشتيم بو ميكشيديم!آخرشم معلم بي احساسمون يك ربع آخر اجازه خوردن داد!)اونقدر مونا گفت شعله زرد/شعله زرد كه معلم ميخواست كلشو بكنه!!!

پارازيت=رسما من از داشتن دو عدد لپ محروم شدم!!!مونا از سمت راست لپامو ميكشه!نوشين از ميز جلويي لپامو ميكشه!تازه نوشين ناخون كاشته!يه بار نزديك بود نصف لپم بره!

پارازيت=سينا رفت!نگين هم نيست!من قهر نيستم!من نامرد نيستم!

امضا=ياسي لپ كشاني!

باي باييييييييييي

 

ادامه نوشته

بازيييييييييي

سلام!(اينم واسه اينكه آرزو به دل نمونين)rolleyes

حالتون چه طوره؟(اينم واسه احترام وحس دوستي)shout

خب يه بازي با يلدا ساختيم(مخامون رو روي هم گذاشتيم)

اول اينكه پنج تا از كرمايي كه ريختي رو بگو:
diablo 

 

http://www.hi5style.com/glitters/011.gif

كرم شماره يك:biggrinمكان :مدرسه!فرد مورد نظر:نگين وپرنيان!كرم مورد نظر:گذاشتن پاها بر ديواره نيمكت جلويي!وشوتيدن اين دو دوست زرتشتي به آغوش ميز معلم ها!يا سكوي كلاس!

كرم شماره دو:biggrinمكان:خيابون!فرد مورد نظر:رامك وامثال رامك!كرم مورد نظر:ديد زدن سر تا پاي رامك وسپس روي خود را برگرداندن ودر گوش دوست مورد نظر(مونا يا برعكس)درگوشي حرف زدن وسپس خنديدن!rofl

كرم شماره سه:biggrinمكان:كوچه خلوت!فرد مورد نظر:ساكنين منازل!كرم مورد نظر:انگشت خود را چند بار وبه طور ساديسمي فشار دادن بر روي زنگ ها در طول سال تحصيلي!(طوري كه بعد از چند وقت ملت راس ساعت تعطيل شدن مدرسه وايسن وببينن اين مردم آزار كيه!)

كرم شماره چهار:biggrinمكان:مدرسه!فرد مورد نظر:سطل آشغال وكله ديگران!كرم مورد نظر:پرتاب تمامي آشغال هااز جمله خيار وپوست نارنگي وپرتغال و...به تمامي جهات!حتي جلوي چشم معلم ها!

كرم شماره پنج:biggrinمكان:هرجا!فرد مورد نظر:نگين وپرنيان وساير دوستان!كرم مورد نظر:خوندن آهنگ رقص وشادي با يه صداي جيييييغ ويا اجراي اپرا(ازينايي كه توش يه جوري جيغ ميزنن)و سپس ديدن قيافه هاي ماتم زده بعضيا!(اوج لذت از كرم ريزي)

بازم هستا ولي زياد ميشه!نميگم! unknw

دوم:اسم بهترين دوست:موناجووووون وپرندkiss_mini
اسم بدترين دوست:.............................وایرایش شده بعد از تقریبا ده سال1398

سوم:شماركفش:مال من 39 هست!با چهل هم راه ميايما!shout
چهارم:جمله سازي با اين كلمات:ماهيتابه!جام جهاني!دمپايي!الاغ!
بازيكنان الاغ تيم ملي كه حتي پوشيدن دمپايي و شورت سوراخ diablo هم بيشتر از كاه ويونجشونه!
وبه هيچ دردي نميخورن نتونستند به جام جهاني راه يابندcray ودرحال شستن ماهيتابه هاي سوخته ناشي از مصرف گرد نخود و شمردن پول ميباشند!biggrin

اين بود جمله سازي(انشاءنويسي اينجانب يعني ياسوكه!)

اينم سوال خلاقانه:اگه هيج انساني توي دنيا نباشه تو باكي ازدواج ميكني؟biggrin
جواب اينجانب:ترشيده مي مونم wacko2 تا بميرم شايدم با يه گوريل ازدواج كنم!

آخه خوشگل تر از بعضياهستن!crazy


(قابل توجه بعضيا)

خب ديگه!هركي خوند اين بازي رو انجام بده!music

آپي براي تمام فصول وساليان دراز

نزن!

craycraycraycraycray

بابانزن!

ميگم نزن!اينم آپ ديگه


oun4801ggwy17jwu0ce9.gif

خب چه خبرا؟؟؟(چه سوال چرتي!)خب به منچه؟؟؟مخم گيجه!!نميدونه از كجا شروع كنه

اينم واسه اينكه بدونين آزمايش هاي دي ان اي چيا رو ثابت كرده(جوجه با من كل ننداز!ببين چه شكلي هستي!حالابيا از خودت دفاع كن!حيف كه فعلا نميتوني بياي واسه دفاع)آخ چه
حالي ميده!يوهاهاها

dirol dirol dirol dirol dirol

http://www.irupload.ir/images/aqic8mhfn9j1xglkokr.gif

 سلام يادم نره

http://www.irupload.ir/images/1dy9h31uvvtmbybry8.gif

اينجانب از بي موضوعي ميخوام درباره هر كدوم از درس ها ومعلم هايي كه داشتم مختصرا

يعني منظورم اينه كه كاملآ توضيح بدم و احساسات قلبي ام رو بشوتم بيرون

يادتون باشه بعد از توضيح از همتون يك امتحان كتبي ميگيرم ونمرشو هم اثر ميدم

شيرفهم شديد

؟؟؟

خب بريم سر اصل مطلب
(آقاداماد!برو چايي بيار بينم)
به ترتيب برنامه هفتگي گور به گور شده

رياضي:اه!اه!اه!badbadbadحالم از تابع و تعيين دامنه بهم ميخوره!عاشق ماتريسم!من هميشه به ماتريس ميگم ماتريكس!ترك عادت موجب مرض هاريcrazy ميباشد
معلم رياضي:عين بچه ها مي مونه!قيافه هايي ميگيره كه نگو!(آدمو ياد مليجك ميندازه كه توي شب هاي برره اداي سوسك رو درمياورد!wacko2)تيكه كلامش اينه:اونقدر خوشم مياد درس گوش نميديد


شيمي:كلا باهاش حال ميكنم!goodيادش بخير!يه جدولي رو بايدحفظ ميكرديم كه حوصلشو ندارم توضيح بدم دربارش!ولي من فقط امتحان ترم دوم حفظش كردم و توي سال كه امتحان ميگرفت من به همكاري مونا با نوك مداد نوكي روي ورقه سفيد فرمول ها رو حكاكي ميكرديم و ميرفتيم سرجلسه!roflrofl rofl آخ چه كيفي ميداد
معلم شيمي:كلا خوب بود!با منم كه خوبه واميدوارم خوب بمونه!فقط امتحان ترم هايي كه ميگيره آدمو بدبخت ميكنه
foolfoolfool

فيزيك:الهي بتركي!shout اين همه فرمول رو ميخوام كجام جا بدم؟؟shokحالا حفظ كردنش كه خوبه!حلش حوصله آدم رو سر ميبره!البته من از ترم اول وحركت شتاب دار وبي شتاب بدم مياد
معلم فيزيك:خيلي باحال بود! yahooكلي خاطره تعريف ميكرد!درس دادنشم خوب بود ولي با مسائلي كه ميداد پدر درمياورد!خيلي هم عصبي بودوكلا به ماها فحش ميداد!به منم فحش داده!(فحش هاش جوري نبود كه كسي رو ناراحت كنه! yahooخودشم به اين معتقد بود!)خودشم همين دبيرستان درس خونده بود!آخرشم با ما قهر كردو هفته آخركلاس ما نيومد

هندسه:من هندسه رو خودم خوندمunknw وحفظ هم نكردم وپدرم دراومد و واسه خودم هي تجزيش كردم
يك سوال؟؟لطفا در قضيه زير فرض وحكم را مشخص كنيد

قضيه از اين قراره!اين دل من دوباره!ميخوادكه عاشق بشه!بلا سرم بياره

معلم هندسه:بره به درك!دستمال!badبدبخت!بيچاره!يه بارم رفت ما رو لو داد!چون دوتا كلاغ رو خوشگل كرده بوديم! rofl rofl rofl(ما:كل كلاس)يك نمره از انضباطمون كم كردن

زيست:عشق!kiss_mini man_in_loveخيلي باحال!فقط من از قسمت گياه هاي ترم دوم بدم مياد ولي دركل باحال بود وخيلي هم نسبت به پارسال سخت تر شده بود
معلم زيست:خيلي بدبخت بود!خيلي بيچاره بود!هي بهش زور ميگفتيم!biggrinامتحان نميداديم!درس نميخونديم!biggrinو....يه بار هم كه من ومونا داشتيم توي آزمايشگاه ميدويديم مثل موش مارو انداخت بيرون!shok بهمون كلي حرف مفت زد!cray گفت بايد به جاي مسخره بازي دنبال چيزاي ديگه باشيم!بيشتر از اين توضيح نميدم كه چي گفت ولي آخر سال فهميدم يه پسر داره كه البرز ميره وكل قضيه حرفاش دستم اومد!بازم بيشتراز اين توضيح نخواهم داد!ايششششش

ديني:واي كه مخمان تيليت شد!badbadمن كه كلا ميرفتم توي فازه اينكه سركلاسم ولي حواسم جاي ديگس!angel تازه بعضيا هم هي اجازه ميگرفتن وميرفتن بيرون
معلم ديني:هميشه درس دادنش با اين بود!درس اول:رابطه بين دختروپسر!درس دوم:همون درس اول!درس آخر:همون درس اول!بابا حالمون رو به هم زد!bad به خدا منحرفه

جغرافي ودفاعي:كلا چون معلم هاشون يكي بودماهرجلسه بايد درس ميخونديم!كلا بدك نبودن اين دوتا درس!كاش ميشدبه عنوان جايزه به همه ي ما يك تفنگ ميدادن!اونوقت چند نفر ديگه زنده نبودن اونقدرم ما سر اين دوتا درس ور ور ميكرديمyahoo yahooكه معلمه به خونمون تشنه بود!هي جا عوض ميكرد! diablo فكركنم تفنگه به درد معلممونم بخوره
biggrin biggrin biggrin

ادبيات وزبان فارسي:اين دوتا هم معلمش يكي بود!كلا در طول سال هيشكي درس نخوند!فقط حال ميكرديم و آخر سال ديگه همش پوست ميوه بهم پرتاب ميكرديم!rofl معلمه هم كه مهربون
بيچاره ميومد ميگفت اي بچه هاي بد بهتون منفي بدم؟؟ودفترشو باز ميكرد والكي منفي ميزاشت!dirolخيلي باحال بود
روانشناسي هم خونده بود وهي نقاشي ميكشيديم براش angel وشخصيتمون رو توضيح ميداد

عربي:م ت ن ف ر م!neaneabad تازه از عرب ها هم بدم مياد
معلم عربي:خيلي اعصاب خورد كن وجيغ جيغوshout بود

زبان:درس خوبيه وسگش به عربي مي ارزه
ما دوتا معلم داشتيم كه يكيشون نصف سال اومد وبعدش اخراج شد!pardon به به به

ورزش:خيلي پدرمون رو درمياورد!فقط نصف زنگ بايد هم ميدويديم وهم نرمش ميكرديم وهي به وسايلمون گيرميداد ونمره منفي ميزاشت!كلا من توي شناروي ديوار(اسمش يه چيزي مثل همين بود)اول بودم!نيس كه هي از اين حركات موزون زياد درميارم! music music ديگه وارد بودم

كلا امسال خيلي حال داد!rofl امسال شانس آوردم كه جيم ترشيدهcrazy (يه معلم زشت وكوتوله وفوق العاده عقده اي!كه بين مسلمونا واقليت ها فرق ميذاشت!)معلمم نبود!

 

تنها سوتي كه امسال منو ضايع كرد اين بودكه بود كه اول سال يه معلم اومد سر كلاسمون وگفت كه معلم شيمي ما هستش!rolleyesكل زنگ من اونقدر غرغر كردم و توي گوش مونا حرف زدم كه من پارسالي رو ميخوام و اه اه اه كه آخرش كه زنگ خورد اومد دستشو گذاشت روي شونه من وگفت نگران نباش!معلم شيميتون فكر نكنم من باشم!خداييش خيلي گوشاش تيز بود!اگه سال بعد معلم بشه بايدپاچشو بخارونم!dirol اه اه اه چه كار بدي ولي خب مجبورم ديگه

  .............................................................................................................

 

http://www.irupload.ir/images/x7bi1w4j8h83j4wafh7.jpg

ديشب يك كانالي رو پيدا كردم (ME CHEF)كه هركي ميخواد خودشو زجر كش كنه بره اين كانالو تماشا كنه!danceراستي!!آيا ميدانستيد كه درچين چايي وجود داره كه اسمش ياسمن هست؟؟؟هورااااااا!yahoo ببينيد من چقدر بين المللي هستم
اينم نتيجه ي ديدن اين كانال!دستپخت خودمه هاااااا

http://www.irupload.ir/images/o31ko3pf42a7lb2zrpru.jpg
 

اين تصويري كه ميبينيد,اينجانب درستيدمش!اين گل رو ازسر بيكاري و جنون آني كه در اثر خوندن تمامي فصل هاي درس زيست بهم دست داده بود به اين حالت درآوردم

http://www.irupload.ir/images/s6h2wvzyg5z4ke2j.jpg

پارازيت:توجه توجه!يك نفركه من تاحالا بهش نظر نداده بودم ميومد وحرفاي بدبد ميزد وميرفت!من كلا فكر نميكردم كه جرات داشته باشه وآدرسشم بده!آخرشم تهديدمنو جدي نگرفت
حالا كيف كن بدبخت!اونقدر دلم خنك شدتا تو باشي كه از اين حرفاي بد نزني!

پارازيت:پروفايلمو تكميل كردم!آخه ديگه خسته شدم هي نقطه بزارم

ميدونم خيلي كدوتنبلم!از بس زياد زياد آپ كردم!واي كه نميدونيد چقدر سخت بود نظر خصوصي حذف كنم وبقيه رو تاييد كنم!خيلي كدو هستماااااااااااااا

خب ديگه هركي نخونده ايشالا بچش كچل بشهwink
فعلآ

http://www.irupload.ir/images/oyyp0rbcsq1eydubj8.gif

 

 

بارون/ربات/جیغ/سوسک/قتل

به دلیل اینکه تن اینجانب زیادمی خاره آخرین پست این صفحه روببینید!

(اون پست به دلیل درخواست های مکرردوباره گذاشته شده!)

............

............

........................

سلاااااااااااااااام!

اون شکل اولیه منم!

اون دومیه هم شماهایید

داریم باهم دیگه گفت گوی حرکتی(نمودحرکتی)میکنیم!

خب اینم ۱جورسلام کردنه دیگه!!!!

نوآوری به خرج دادم

امروزتوتهران عجب بارونی اومدا!!!!!!!

فکرکنم توبعضی جاهاتبدیل به سیل شده باشه!!!!

شایدم چندنفرمرده باشن!!!

ولی صداشودرنمیارن تاماروسورپریزکنن!!!

حالامن وموناتواین هوای باحال نزدیک نیم ساعت زیربارون خیسیدیم!!!
من بیچاره که سرماخوردم بدجووووووووووور!!!!

ایشالاشنبه مدرسه نمیرم ومیشینم استراحت میکنم!!
تازه امتحان ریاضی هم دارم!!!!!
اینم بارونی که امروزاومد!!شایدم
هنوزداره میاد!!!!!!!

این عکس روزنگ آخرکه زیست داشتیم وجیم زدیم ورفتیم حیاط گرفتم!!!!

آخه موناکارخصوصی داشت و........(دیگه واردقسمت های خصوصی مردم نمیشیم!)

ولی من نیم ساعت لرزیدم!(خراب رفاقتیم دیگه!)

سمت نیمکت هاروبگیریدوتاآخرحیاط برید!(فکرنکنم بتونیدبریدولی تصورکنید!)
اون ته تها۱جنازه از۱درگنده افتاده

ومن ودوستم که رفته بودیم پایین دیدم ۱عده ازبچه شیطون های کلاس(زنگ اول)اونجاهادارن میکیفن!ومام رفتیم قاطیشون شدیم وعینهو کانگروروی درفنریه پریدیم بالا

وپایین!واااااااااای اونقدرکیف داد که نگیدونپرسید

 همگی باهم میپریدیم و شعرمی خونیدیم!
(یاردبستانی من/عموسبزی فوروش/شعره ...و.....)
همش 
مابیشتردادمیزدیم تادفترصدامون روبشنوه!ولی انگارنه
انگار!)
 ماروبکشن اینانمی فهمن!
.....................................................................................................اینوداشته باشین!

 

آخه

وااااااااااااااایی اگه بدونین ۲روزپیش چه کارعجیب وخارق العاده ای انجام دادم؟؟؟؟؟

خب بخونین!

خیره سرم ازمدرسه تعطیل شدم وباموناعین بچه آدم(افعال معکوس)به سمت ایستگاه اتوبوس سرازیرشدیم!

بعدازاینکه باسلام وصلواتبه ایستگاه اتوبوس رسیدیم وسوارشدیم

چشتون روزبعدنبینه........

۱آقاپسری تواتوبوس بود عیه دسته گل!نازوتپل
نه شوخی کردم!!!!!
آهان داشتم میگفتم:پسره ازون بچه باحالابود!!!!
آخه ۱ربات اختراع کرده بودوتوی دستش گرفته بود
مام داشتیم مثله برج زهرمارباچشم های ازحدقه بیرون زده به اختراعش نیگانیگامیکردیم!!

(من اینجایکم بهش حسودیم شد!)

ای کاش گوشیم همراهم بودوازش عکس میگرفتم

بله حالاادامش:

همین طورکه محو رباته شده بودیم صدای گوش خراش ۱پسرعقده ای دیگه روکه ۲پی پی ام ازماواون پسرباهوشه فاصله داشت روشنیدیم که باخنده موذیانه میگفت:

هه هه هه!این چیه؟؟چرا۴تادست وپاداره؟؟؟وکلی ایراده دیگه که داشت ازرباته میگرفت!!!

یکی نیست بگه گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه:پیف پیف بومیاد!!!

بدبخت خودش بلدنبودازین رباتابسازه داشت تاتهش میسوخت
خلاصه گوش های من ومونا۳۰۰درجه تیزترشدتابیشتردرباره آقاپسره ورباته بدونیم!
پای دردودلاش که نشستیمفهمیدیم که:

طبق معمول همیشگی دوباره ۱نفرحقش ضایع شده(پسره رومیگم!)
وبااینکه ۱اختراع توپه توپ کرده ولی به جاهای بالاترراش ندادن وحقشو۲لپی خوردن و۱آبم روش!!!!!

تازه گفتن:می خوای ببریمت جشنواره خوارزمیـــــــــی

گفته آره!

بعدش گفتن:پارتی داری؟؟؟؟
گفته:نه!

اونام بهش گفتن:بشین سرجات!

واختراعشوپرت کردن جلوش!!!!

خب من بعدازچندایستگاه ازاتوبوس پیاده شدم ومثل دسته گلرفتم خونمون!

توخونه هیشکی نبودناهارگرمی نبود!
مامانی نبود!بابایی نبود!آبجی نبود!

فقط وفقط گربه بود!

۳قلوهاواسکیپی توخونه بودن!خب خداروشکرکه اینابودن وگرنه منم میرفتم بیرون

البته این ابتدای کاره!!!آخه همه چیزفقط اینایی که گفتم نبود!

من غمگین وافسرده به سمت دستشویی به راه افتادم

یهویی ۱سووووووووووووووووووسک اززیرپام ردشد وخودشوسمت دردستشویی قایم کرد!

حالا۱جیییییییییییییییغ بنفش

حالاهی من می خوام خودموبه اون راه بزنم ودردستشویی روبازکنم که بره تواونجاشرش کم شه!

 هی اون به روخودش نمیاره وازمقررهبریش لذت میبره!

    هی ازمن اصرارهی ازاون انکار

خلاصه باتموم ترسی که تااونموقع(۱۶سال عمرکم نیستا!)ازسوسک داشتم وهروقت میدیدمش یاجیغ میزدم وفرارمیکردم ویابالاصندلی میرفتم
دلمو زدم به بیابون(منظورم دمپایی هست!)
وخواستم ضربه مغزیش کنم!!!
ولی...ولی........
این سوسکه بدجورجاشومحکم کرده بود!
ودریغ از۱تکون

دیگه داشتم اینطوری میشدم
ووقتی هم که من اینطوری بشمدیگه سوسک وجن وپری حالیم نمیشه!!!!

واسه همین۱راست رفتم آشپزخونه
ووسیله قتاله روبرداشتم(اینجاآخرجنون بودا!)

منظورم جاروهستخب ادامه سخنم:

باجاروی توی دستم چندتازدم توکلش!
یهومثل جنایتکاراویـــــــــــــژدادورفت زیرمیز
منم زدم به سیم آخرودنبالش دوییدم!!

توهمین هاگیرواگیرابودم که پنبه عین اجل معلق اومدوسط معرکه

به این میگن گربه باغیرت
ولی چون من کمربه قتل سوسک بسته بودم اونم فقط وفقط به دست خودم!
باجارو۲تازدم توکله پنبه که سوسک بیچاره لای پنجولاش بود!
وپنبه ازمعرکه خارج شدوجنگ تن به تن من باسوسک ادامه داشت
تااینکه خفتش کردم وتامی خوردزدم توکلش

بیچاره دورسرش داشت آلبالوگیلاس می چرخیدوازشانس گندش رفت
زیرفرش!!!

منم که انگاربخت باهام یاربودهاونقدرازروفرش باجارووکفش زدم توسرش

که دیگه فرتولیداییییییییی!اونقدرخشن رفتارکرده بودم که خودم چندشم شد!

اه اه اه

اینم عکس جوونیشه!

سریال ویکتوریافارسی۱رومیبینید؟؟؟؟؟



توادامه مطلب عکس های ویکتوریاوآقاشون روگذاشتم

ادامه نوشته

عکس های بالا18سال

 

 

وای تاحالاازاین عکس بدبداآپ نکرده بودم!!!!

کلی عکس ازاین باحال تروخوشگل تر(۲تاش مال میمون بامزه هاس ویک دونه هم قورباغه وبقیه هم ازاین جونورپشمالوهاوپرنده ها)توادامه گذاشتم ایشالانبینیدکچل شید!!!!!!!!

تشرییییییییییح

آخ اگه بدونین تنوع چقدرحال میده!کلی باوبلاگ های بلاگفااین چندروزحال کردم
قابل توجه جی تاتایی های عزیز

 

جیم ترشی ۱باردرباره ی تشریح قورباغه واینکه چه طوری قطع نخاعش میکنن
(ازگردن می کوبنش به میز)ودل ورودش رومیریزن بیرون ودوران تحصیل روش تحقیق میکردن
توضیح هایی داده بود!
اینم واقعیش!



می دونم الان چندنفردارن بهم فش میدن وحالشون بهم خورده!ولی من الان داشتم چیپس می خوردم وباعلاقه فراوون این عکس هارونگاه میکردم!می دونم دفعه اول سخته ولی...............
امیرو این عکس خوشگله!خب یه جورحیوونه دیگه!

راستی مابعدازیه عمری یه وبلاگه باحال پیداکردیم که فیلترش کردن!نامردا!آخه یعنی چی؟؟مگه نویسندش حرف راست نمیزد!هان؟؟هاناه اه اه

این پست اختصاصی واسه شماهابود!لطفافش ندید!اگه می خوایدفش بدیدخصوصی بدیدوعقده ای بازی هم درنیارید!قابل توجه برخی عوامل پوچ

روح این قورباغه بیچاره که درراه علم بشری شهیدشده شادبایییییییییییییییییییی
سلامم یادم رفت
دیگه بای بای

یه عکس هم توادامه مطلب هستش!

ادامه نوشته

دختران دانش آموز ازدواج کنند!! طنز

حالا اگر دختری درسش خوب نبود اما بروروی قابل‌توجهی داشت (ماشاالله‌) تکلیف چیست؟ هان

 

ادامه نوشته

وقتی کرمای تنت وول وول می خورن!



سلام!خوشو/سلامت هستید؟؟؟؟؟اگه نه به من چه!!!!!هاهاها
موسم درست شد(آخ جون)تادیگه کسی بهم گیرنده!ولی حیف که زیادخوشگل نیست!قبلیه قشنگ تربود!البته اینم بدنیستا!یه جورایی رقصه نورمیره کلاعجیب غریب میزنه

دلم واسه این شکلکای مهربوووووووون تنگ شده بود!چقدرخوشگلن
اینم آدرس وبلاگه یلداکه پسش دادم یکم شادشه!بهش حتماسربزنید
ا(هزارتاآپ کردیه دونه دختر(به جزخودم)به زوربهش نظردادن بقیه هم که نظردادن اصلاوبلاگ ماله اونانبودخودشون روبه زورشوتیده بودن... ولی تامن یه مطلب ضده بعضیاگذاشتم همه وادارشدن نظربدن وبعدش رفع زحمت کنن!)اینم لینکش

وبلاگی برای دختران خوشمل ومامان

این مطلب پایینی روازکلوب دات کام شوتیدم!یه جورایی جالبه!اسمه نویسندشو
یادم رفت ولی اسمه کلوبش:
ارازل اوباش
مطلبایی که تو
کلوب میزارن جالبه خواستیدعضوشید!

 

 

 

وقتی کرمای تنت وول وول میکنن دوست داری چه بلایی سر افراد بیاری

7.gif4.gif

 

 

 

 

قبل از ورود خانواده اش یک دور همه قاشق ها رو دهنی می کنم
تو آلبوم، کنار عکسش چند تا از پوشکهای بچه رو می چسبونم

آدمس های جویده شده ام رو می چسبونم به میز کامپیوترش

توی دانشگاه، جلوی جنس مخالفش ازش جزوه میگیرم، بعد همونجا بهش پس میدم
و بلند میگم:اینم خطه تو داری

جلوی همکلاسیاش با این اسمها صداش می کنم : زمبه،مگس،دراز،چمبه


توی کفشش چسب آهن میریزم

انتهای برگه تحقیقش برای استادش نامه تهدید آمیز می نویسم

به عنوان صرفه جویی پوشاک خشک شده بچه همسایمون رو به عنوان دستمال سفره
بهش هدیه می دم

وقت نهار هر وقت مگس دیدیم با دست میگیرمش و اینقدر فشارش میدم تا شیرش دوشیده شه

صفحه ازدواج و طلاق شناسنامش رو با خودکار آبی پر می کنم

توی آرایشگاه به آرایشگرش میگم برای صاف کردن موهاش از اتوی لباس به جای اتوی مو

 استفاده کنه
توی پن ککش آرد میریزم

روز آزمون با سرنگ تو کیکش شربت "کارکن" تزریق می کنم

درب دفتر خاطراتش رو بجای قفل با سیمان پلمپ می کنم

تو جلسه خواستگاری ازش می پرسم چند تا هوو رو میتونه تحمل کنه

وقتی رفت تو دستشویی، فلکه اصلی آب رو می بندم و بعد از بیرون اومدنش بهش لبخند

 می زنم


نصفه شبی بهش میزنگم و میگم من مرض دارم، بیا منو ببر اورژانس

توی کیک تولدش نارنجک دست ساز می ذارم


میذارم تا دستشویی بره ، وقتی رفت پشت در میرم و با شدت هر چه تمامتر در رو میکوبم

یک ربع قبل از آماده شدن غذاش 3 تا قرص مسهل رو تو آب حل کرده و توش می ریزم


لای برگه های دفتر خاطراتش به عنوان یادگاری سوسک خشک شده می ذارم

 

قبل از ورود به دستشویی، چند بار تعارفش می کنم
 تو غذاش سوسكه مرده می ندازم!! از این سیاه گنده و توپولا
جلو چشاش ناخنامو رو دیوار میكشم
بهش میوه تعارف میكنم تا دستشو دراز كنه برداره ، میبرم طرف نفر بعدی
تحویلش نمیگیرم
هر از چند گاهی بهش میگم چقد چاااق/لاااغر شدی

بهش می گم یه لحظه بیا .... وقتی اومد ... میگم یه لحظه ات تموم شد  می تونی بری

نیمچه مومیایی

سلام
یه عکس از۱عددمومیایی توادامه مطلب گذاشتم!حتمابریدببینید

 

این عکس روچندوقت پیش که ازطرف مدرسمون رفته بودیم موزه .....ایران یواشکی گرفتم
جاتون خالی موزه نسبتابه دردبخوری بود!آخه ناسلامتی توتمام ایران همین یه دونه درباره پیشرفت ابزارووسایل درمانی و.....و.....افتتاح شده!اینومسئول اونجاگفت

درضمن این عکس متعلق به ۱پیرزن ۶۳ ساله هست که حدود۳۰۰سال پیش فوت شده وبقایای نیمه سالم جسدش درحفاری های غیرقانونی که نزدیک یزدانجام شده
کشف شده

هرچندبه نظرخودم ازجسدش به جزچندتاتارموی قرمزرنگ که احتمالاحنابسته بوده
چیزی باقی نمونده!حیف
توموزه چندتاجمجمه سرانسان هم بودکه کلی باموناقیافه هاشون روبه خودمون نسبت دادیم!ولی بین همشون یکیش خیلی جالب بوداونم به خاطر۱دونه سوراخ کوچولویی که داشت و مسئول موزه به ماگفت که این جمجمه ارزشمند متعلق به یه دختر۱۲/۱۴ ساله بوده که حدود۲۰۰۰ سال پیش به خاطره یه بیماری پزشکای اون زمان مجبورشدن یه سوراخ توجمجمش ایجادودختره بیچاره روجراحیش کنن!که عمل جراحی باموفقیت انجام شده ولی بعدازچندوقت اون دختر به دلیل یه بیماری بی خوده دیگه مرده!روحش شاد
خب ماازچرتوپرته بالامیفهمیم که سابقه انجام عمل جراحی درایران به ۲۰۰۰سال پیش برمیگرده یعنی به ایران باستان

خلاصه توموزه بجزاینایی که گفتم چندتاابزاردرمانی وحشتناکی که درگذشته
استفاده میشدهم بودچندتاازغرفه هاش هم به بیوگرافی پزشکان باسواده ایرانی اختصاص داده شده بودمثله

 دکترقریب وچندتاازدکترای بزرگی که اسمشون رویادم نمیاد!کاش ازمدالایی که توموزه بودوبه این پزشکاتعلق داشت هم عکس میگرفتم!جاتون خالی همشون عکس شیروخورشیدداشتن وواقعازیبابودن

فعلابایییییییییییییییییییییییییییییییی ادامه مطلب فراموش نشود

ادامه نوشته

روش هایی برای حفظ گوشی

سلام!(من ديگه خسته شدم ازبس سلام دادم!)
نمي دونم الان پرانتزميزارم دوباره نوشته هام قاطي ميشه يانه!اصلابي خي!

 

خب اينوهمه مي دونن که تودبيرستان ها وهمه مدرسه هاگوشي آوردن
ممنوعه البته به جزخصوصي هاو..... .

تا2روزديگه مدرسه هاواميشه!واسه همين من چندتاروش جي جي تاتايي رو

تواين وبلاگ مي زارم!توجه!شمابااستفاده ازاين روش هامي تونين به راحتي از

چنگه عقده اي هايه گوشي خوارخلاص شيد!

روش اول:گوشي گراميتون روتويکي از زيپ هاي مخفي کيفتون جاسازي کنين
به ضخامت گوشيتونم حتماتوجه کنين واين نکته هم فراموش نشه که زيپ
مخفيتون توقسمتي باشه که کتاباتون روتوش مي زاريد!
روش بالافقط واسه محکم کاري ومخفي سازيه وزماني مورداستفاده قرارمي گيره
که شمافقط مي خواين گوشيتون کنارتون باشه ونمي خواين اصلابيرون
بيارينش ودلتونم قرصه که نميان بگردن!

روش دوم:اين روش واسه روزايه باروني جواب ميده گفته باشم!
خب چون که هواسرده وبارونم ميادپس درنتيجه شمابايک عدد کفشه مناسب
وجوراب بلندو.....قدم به مدرسه مي زاريد!دراين روش وقتي عقده اي ها مي
خوان يهويي شماروغافل گيرکنن وبه سمت کلاستون درحرکتن ,شماسريع
گوشيتون روازکيف درمياريد وبايک حرکت ناشيانه ولرزان اون روتو کفشتون ياجوراب
خوش بوتون هدايت مي کنين!دراين روش نيزضخامت گوشي وارتفاع کفش و
جورابتون خيلي مهمه!

روش سوم:دراين روش که مخصوص دوستان موبلندوموقشنگ ميشه,مي تونيداز
پشت سريتون کمک بگيريد!دراين روش موهاي شمابايدمجهزبه يک عددگيره نسبتا
جادارکه مخصوص موبلنداس باشه!....خب تواين روش شماکه ازقبل خبرداشتيد
دارن کلاسارودونه به دونه مي گردن باظرافتي نچسب به همراه دوستتون گوشيتون رو داخل موهاتون جاسازي مي کنيدومنتظرمي مونيد اونابيان کارويکسره کنن!
اين روش بامقنعه وبي مقنعه جواب ميده ها!

روش چهارم:دراين روش که اصلانيازي به گفتن نداره!ديگه همه استادن!
خب بايدتولباساتون جاسازي کنيدولي به نظرم داخل موياکفشتون هيجانش بيشتره
چون من خودم امتحان کردم!اينوواسه اونايي ميگم که گوشي هاشون براثريکم
حواس پرتي فرت ميشه که اينم به خاطره قديمي بودن وبي مزه بودن این روش هست.

روش پنجم:این روش یکی ازبهترین ومعتبرترین روش هایی هست که من ومونا امتحانش کردیم
وسایل موردنیازیک عددمدرسه هری پاترکه پنجره هایه بلندی هم داشته باشه واتفاقاپرده هاشم تا
یه خورده بالاتراززمین کشیده شده باشه وازپایینش اندازه کف دست طول پس دوزیش باشه!وشماهم بهش نزدیک باشیدا....
چون هیشکی مخش به این یکی قدنمیده وواسش سخته بیادتااون زیردولاشه وکاوش کنه این روش
عالیه!
خب دیگه تااونابخوان بیان واردکلاس شن شمابایدزودی گوشیتون روشوت کنین لایه درزه پرده بعدشم
باخیال راحت به اون اسگل هایی که دارن گوشیشون روکناریازیره سطل آشغال یا داخل تخته
پاک کن قایم می کنن کلی بخنیدین,چون بالاخره جایی که شماگوشیتون روقایم کردیم جایه خوبیه
وفقط یه آدم خیلی خیلی خیلی وظیفه شناس که فقط خیرشمارومی خوادونه چیزه دیگه میتونه
 اونجاروپیداکنه که اصلاهم چنین آدمی بااین مشخصات وجودنداره... ویخدو هاهاهاها...

روش آخر:دراین روش شمابایدخیلی کله خراب وهمچنین دارای دستانی توانمندوابزاری ویژه باشیدوحتماکناردیوار بشینید.ابتدامانندموش کوربادستاتون ومدادوخودکاروخط کش و......دیواروسوراخ کنید.دراین مرحله شماموفق
شدیدیک جاموبایلی کوچک توکلاستون فقط مخصوص خودتون داشته باشین وواسه این که خیلی
سه نشه یه کاغذیایه چیزه دیگه رو ازشاهکارتون آویزون کنید.ولی من این روشو توصیه نمی کنم
چون خطرداره وخیلی هاممکنه لوتون بدن وآخرشم میان خرتون رومی چسبن وازشاهکارتون
رونمایی کرده وسپس چاله روپرمی کنن حالاخربیاروباقالی بارکن,منکه خودم اینوامتحان نکردم ولی
شاهدش بودم...


 

پارازیت:زیادتومتن پارازیت دادم ولی همه این روش هارو خودم یادوستان وهمکلاسی های گرام
امتحان کردیم وازبیشترشونم نتیجه گرفتیم.

 


 

پارازیت:واسه نجات گوشیتون همه این کاراروبکنیدولی مواظب باشیدیهو دشمن شادنشیدا!پس همه
جوانب کاروبسنجید.



پارازیت:کاش واسه ناخون هاهم میشدکاری کرد

 


 

 

وای که چقدرچرتوپرت کردم ولی دیدم شایدنیازباشه درضمن روش2و3و5ازهمه بهتره,راستی این روش هامخصوص جی جی تاتا هست یادتون باشه تومدرسه های دیگه شایدجواب نده
 بای.....

یاسی واندرسن

سام عليک (فک کنم فقط واسه خودم سلام ميگم)
امروزيه خطربزرگ ازبيخ گوشم گذشت!(حالابماندجزء شاهکارا ودسته گلايه منه)
خب حالا باخيال راحت مي تونم اينجاروتاچندوقت به روز کنم!
يه معلم باحال داشتيم آي تقلب مي کرديم نمي فهميد!آي تقلبي مي کرديما!البته اون موقع هنوز  بچه دبستاني بوديم !اعتمادمعلماهم که100%حالابماند..............آهاداشتم ميگفتم:يه روزاين      معلمه به ماگفت:يه مسابقه واسه بزرگداشت اندرسن قراره برگزارشه ,همه هم بايدشرکت    
کنن وگرنه......................خب مام مجبورشديم(يعني مجبورمون کردن)شرکت
کنيم.1روزمونده بود به تحويل داستان منم که هميشه دقيقه 90تازه ساعت10(شب)باخميازه
شروع کردم به نوشتن (قبلشم واسه جلدش کلي تزيين کردم  ونقاشي هاشم کشيدم)
ولي عجب شانسي آوردم من بين اون همه بچه ,من که بابي حوصلگي وکلي ناسزابه معلم
 بيچارم کاروتحويل دادم.برنده شدم.

 

خب اينم داستانم(موضوع مسابقه اين بودکه يکي ازداستان هاي اندرسن روتغييربدين)


روزي درروزگاران قديم پادشاه ظالم وستمگري بوداما اوباتمام زرنگي خود ساده لوح نيزبود.
چون يک بارگول خورد وبالباسي که فقط خودآن رامي ديد وديگران نمي ديدند به ميان مردم رفت وموردتمسخرآن ها قرارگرفت.
روزي ازروز ها اوبراي خريدن لباسي زيباازقصربيرون آمدوسواربرکالسکه اش شد وبه طرف شهرحرکت کرد.امادربين راه باپيرزني مرموزبرخورد کردند ونزديک بوداورا زيرکند.
پيرزن باپررويي تمام سواربرکالسکه شد وپيش پادشاه ظالم نشست.پيرزن که يک جادوگربودبه پادشاه گفت:(من مي دانم که تومي دانم که توچراازقصرخودبيرون آمده اي!)ناگهان وردي خواند
واسب پادشاه غيب شد.پيرزن گفت:(بهتراست باآرامش حرف بزنيم)بعدروبه پادشاه کردوگفت:
(من مي دانم که توعاشق لباس هستي,وبراي همين است که به شهرآمده اي.اگرمي خواهي زيباترين لباس جهان راداشته باشي بايدکاري راکه من مي گويم انجام دهي)
پادشاه حريص وظالم بازگول خوردوقبول کرد.نقشه پيرزن ازاين قراربودکه پادشاه داخل پارچه اي جادويي شودوبه شهرپارچه هاقدم بگذاردوبه دنبال دکمه اي سحرآميزبگرددوآن راپيداکندوبه
پيرزن بدهد.پيرزن نيزدرازاي آن به پادشاه لباسي بدهد که زيباترين لباس جهان باشد.
پادشاه نيززودقبول کردوپيرزن وردي خواندوپارچه ي سحرآميزظاهرشدوپادشاه قدم به سرزمين ديگري گذاشت وبه دنبال دکمه گشت.
دردنياي پارچه ها هيچ انساني زندگي نمي کردوفقط درآنجاپارچه بود.پارچه هامانندانسان ها راه مي رفتند وغذامي خوردند.پادشاه به دنبال دکمه,همچنان مي گشت اما آن راپيدانمي کرد.
تااينکه نوري به چشمش خورد واورابه طرف خودکشاند.بله پادشاه ظالم بسيارخوش حال شد
چون دکمه راپيداکرده بود.
پادشاه سريع دکمه رادرزيرپيراهنش قايم کردوبه طرف درب خروجي شهرپارچه هاحرکت کرد.
ناگهان ديوبزرگي رادرمقابل خودديد.پادشاه ازلاي پاهاي اوفرارکرداماديووردي خواند ويک دم ماننددم گربه برروي پشت پادشاه ظاهرشد.اماپادشاه نفهميد!
اوتوانست به سرزمين خودبرگردد.دکمه رابه جادوگردادوجادوگرنيزبه اولباسي ازابريشم وبه رنگ طلاداد.پادشاه وقتي لباس راپوشيدماننديک مجسمه ازطلاشد,دمش نيزماننديک عصادرزيردستش قرارگرفت.اوبه يک مجسمه تبديل شد امانه ازطلا بلکه ازخاکستر,لباس هاي
زيبايش که حالافقط يک تکه کهنه پارچه بودند!
يک بارديگرپادشاه ظالم وساده لوح گول خورده بود.

خب کوچولوهاي عزيزاميدوارم ازاين داستان خوشتون اومده باشه!
پارازيت:شايدچندتاازداستاناي قشنگ بقيه کسايي که مثل من شرکت کرده بودن روبنويسم!
پارازيت:اين داستانومن بچه بودم نوشتم.
پارازيت:................................................
پارازیت:واسه شادی روح هانس کریستین اندرسن(صلوات)

سوسک سبز(خیلی خوشتیپ وآقا)

سام علیک ...............

عکس یه سوسک سبزروتوادامه مطلب گذاشتم برین ببینید ولی واسه چی به فکره این سوسکایه خوشتیپ وباکلاس افتادم یه قضیه ای داره مختصرمفیدمیگمokیه چن وقت پیش توخونه نشسته بودم یه هویی صدایه بیز بیز بیز شنیدیمو فک کردیم خرمگسی یاچیزه دیکه ای هست ولی وقتی ازدور چشمون به جمالش روشن شد99./.گمون کردیم ازاین سوسک پروازی زشتاس که اسکیپی هم به تی تی شش برمی خوره بگیردشونازبس خره.........
حالابعدش...تااومدیم به خودمون بجنبیم ویه جیغه اساسی بزنیم سوسکه خفه شد(ازنظرهامحوگشت) والافرداش شد(هنوزبه فکره سوسکه بودم)دوباره صدایه دل نشین به گوش رسیدوماهم آماده واسه فراروجیغ...باهم مخلوط... این جابودکه فهمیدم این سوسکه چقدخوشتیپه, نیس که دفعه قبل شب دیده بودمش زیادروقیافش تمرکزنکرده بودم خلاصه سوسکه دیدهواپسه پریدبالاپرده(عینهو بندبازا)منم که عمرابرم سراغش.....دراینجابودکه قهرمان همیشگی وسوسک کش حرفه ای(اسکیپی یاتامی رونمیگم)مامانم وارده ماجراشد وبااسلحه مخصوصش زدتوسره سوسک خوشکله که سبزبود(براثرتحقیقاته نیمه کارم ازاینترنت معلوم شد بعضیا به این سوسکه میگن سوسکه سبز ویاسرگین غلتان ازونایی که یه چیزی روقل میدن وجنگلی که تومناطقی جزخونه مازندگی می کنن وبرخی ازافراد ازین بدبختا واسه جاسوسی استفاده می کنن)حالابی خیال... ولی درهرصورت هرچی سوسکه توکلش ضربه می خوردنمی مردآخه پوستش سفت بودهمچینی مثله سنگ ...بالاخره یکم گیجی زدو به سمته درب خروج راهنمایی شد ........خلاص(عکسش شبیه گلزارمی مونه)نه باباشوخی کردم!

 

 

ادامه نوشته