سه نقطه
داریم آپ میکنیم!
چه خوب!
آخه من الان چی بگم؟؟؟
همین چند دقیقه پیش معده و روده ام قاطی کرده بود!احساس میکردم یک بمب هسته ای در حال انفجاره و قراره به سمت بالا هدایت بشه!
ولی نشد لامصب!!!اه!
میخوام چیزایی که از صبح تا الان خوردم رو شرح بدم!
صبحانه که نمیخورم!فقط یه آدامس موزی جوییدم! زنگ تفریح اول یک عدد دلستر استوایی با نصفه ساندویچ سالاد الویه خوردم!
اومدم خونه یک عدد ساندویج مرغ سوخاری خوردم!با نوشابه!رفتم کلاس ویک عدد آدامس موزی هنگام رفت و یک عدد آدامس نمیدونم چی چیه نعنایی هنگام برگشت خوردم!
در خانه شیر نسکافه میهن خوردم!(از همونایی که اگه آخر شب بخوری مخت قاطی میکنه وتا کله سحر بیداری)با یک نصفه کیک!!!شامم نخوردم(اوه!چه با کلاس!هه!)
یه وقت فکر نکنید من رژیم گرفتما!!!نه!مامانم دستش شیکسته!دوباره قراره من یاسی مانکن بشم! خب برسیم به بحث جذاب حالت تهوع!!!کلا از موارد خوردنی ذکر شده در بالا من به همون شیر نسکافه لعنتی شک دارمتو روح بخش تولیدات شیر نسکافه!
اصولا بعضیا به این اعتقاد دارن که اگه حالت تهوع دارین انگشت رأی و انتخاباتی خودتان را تا نیمه در حلقوم خود فرو کرده وسپس در بیاورید!!!قشنگ دخالت توی کار عمومی و نظم و اتحاد بدن نتیجش میشه گند زدن به همه چی!حالا میل خودتونه!من واسه اطلاعات عمومی گفتم!
===========================================================
نوشین رو که یادتونه؟؟؟همان دخته باهوشه آپ قبلی و آپ های قبلش!!!
واسش خاطره نوشتم!و از خاطره ای که نوشتم عکس گرفتم!(اگه میخواید بخونید عکسارو سیو کنید بعدش خطه قشنگمو کشف کرده و شروع به خواندن کنید)این مونای چندین نقطه علاوه بر اینکه دفتر خاطرشو نیاورد تا من از خاطره هام که براش نوشتم عکس بگیرم و بزارم اینجا دفتر خاطرات منو هم نیاورده!!!حالا ادب میشی!!!واسااا!!!


امممممممم!مخه یاسوکه ایم به کار افتاده!
اولین جرقشم از همون بحثی بود که با یه پسر دیووونه کردیم!!!
قراره با مونا به صورت جداگانه هرچی فکر و آرزو وکلا حرف داریم توی یه ورق کاغذ بنویسیم و بدونه اینکه از محتوی کاغذ دیگری مطلع بشیم توی یک جعبه بزاریم ویک جا قایمش کنیم و ده سال دیگه بریم و بخونیمش!!! خیلی فکر خوبیه نه؟؟؟الان خیلی خر کیف شدم!
ولی چون احتمال میدم ممکنه جای جعبه در مدرسه خیلی مناسب نباشه اون رو یک جای دیگه قایم کنیم!(اینو واسه اون دسته فوضولایی میگم که ممکنه فاز سادیسمشون بزنه بالا و بخوان کرم بریزن!نیششش با خنده های شیطانی)
======================= =======================
پارازیت=چهره های جذاب به ترتیب نارسیس و مونا و یک نفر به اسم سه نقطه و پرنسس یلدا که هنوز جای اون سه نقطه رو از روی صورتش پاک نکرده شدن!!!!
پارازیت=امروز یک حس عجیبی در وجودم پیچیده بود و نمیزاشت کارت شارژ بخرم!بعدش امداد غیبی بود که بر سر گوشیم نازل میشد!!!
پارازیت=قانون بویایی میگه دلستر که خورده میشه بهتره که هرچه زودتر بطریش دور انداخته بشه!وگرنه ممکنه یک سری سادیسمی مثه من و مونا پیدا بشه که برن و در بطری دلستری که دو هفته ازتموم کردنش میگذره رو باز کنن و بو کنن!وبعدش بقیه رو وادار به بو کردن بطری مربوطه کنن!(بوی دوغ گندیده میداد!اینو مونا گفت!دقیقا وقتیکه گول خورد و با تمام سلول های بویایی بینیش بو کشید!)
پارازیت=امیدوارم کسی ازم ناراحت نباشه و نگه بدم!!!!!!!!!چون من وبلاگشو میخونم!اما دیگه نظر نمیدم ...
پارازیت=از منصورخواننده متننفرم!متنففرم!متنفررم!متنفرمم!ممتنفرم!متننفرم!متنفررررم!متنفرمممم!دلیلشم همین آهنگ بری/پری باخ مری باخ نمیدونم چی چی باخه که توش سکینه دای گیزی نای نای هم داره!به آهنگش آلرژی گرفتم از بس به اجبار گوش دادم!گوگوش بهتر از این یارو خونده!ایشششششش
پارازیت=دارم آهنگایی که مونا بهم داده رو گوش میدم!ویگنی شدیم رفت!تازه!!!کلی با آهنگای قدیمی بنیامین حال کردم!
توی این شهر دورنگی
پر از قلبای سنگی
کی دیده قلب طلاتو
نسپاری دست زرنگی
قول دادی با من بمونی یادته؟
من ستاره شدمو تو آسمونی یادته؟
گفتی بی من نمی مونی یادته؟
شبای عاشقیو ترانه خونی یادته!؟
خب اینم واسه ولنتاینی که گذشت و سپندارمزگانی که رد شد!اه!حیف شد!میخواستم یه آپ کنم و بنویسم اگه خرس گرفتین وودو وودوش کنین!(از اینایی که سوزن میزنن تو بدنشون و برمیگرده به صاحب اولیشون!)حال میده ها!هه!
پارازیت برای مونا=ساعت از دو نصف شب گذشته!اون قضیه جنه بود؟؟هوا بسی پس است!همه خواب اند!ومن بیدار!یهویی دیدی......صدای جیغ دختری از دور به گوش میرسه!روز بعد جسد دختر جوانی که با موهایش به دار اویخته شده در گوشه ای از خانه اش پیدا میشه!
اون کسی نبوده جز
...
.....
......
.......
مونا!
#خدا بیامرزتت!!!!جوون مرگ شدی!جوان ناکام!
جواب نظرای پست قبلی رو بعدا میدم
خب دیگه باییی